الوير(Alvir)


" الوير" دهی است در بخش خرقان ساوه که در سمت شمال غربی ساوه قرار گرفته است و حدود 70 کيلومتر از ساوه و150کيلومتراز تهران فاصله داشته وارتفاع آن از سطح دريا 1800متراست ، طول جغرافيايی آن 49 درجه و59 دقيقه شرقی و عرض جغرافيايی آن 35 درجه و23 دقيقه شمالی می باشد.


موقعيت جغرافياِي الوير موقعيت جغرافياِي الوير
موقعيت جغرافياِي الوير موقعيت جغرافياِي الوير
موقعيت جغرافياِي الوير موقعيت جغرافياِي الوير
موقعيت جغرافياِي الوير موقعيت جغرافياِي الوير
موقعيت جغرافياِي الوير موقعيت جغرافياِي الوير


الوير از نظر لغت از گزوه کلمات البرز والوند بوده که ال به معنای کوه و وير به معنای ياد می باشد و روی هم رفته به معنای کوه يادگار است. هم چنان که البرزوالوند به ترتيب به معنای کوه بلند وکوه دامن گسترده می باشند.
جنوب شرقی تا جنوب غربی اين ده را دو کوه به نام های دونزده پرون(Donzdahparoon) و ملا(Mella)احاطه نموده اند وبين اين دو کوه دره ای به نام دره چورونگه (Dara choronaga) وجود دارد که در فصل های بارندگی آب اين دره از وسط ده می گذرد.

در فرهنگ لغات استاد دهخدا اين عبارت در برابر کلمه ی الوير آمده است:
الوير دهی است از بخش خرقان شهرستان ساوه در هفت هزار متری شمال خاوری خرقان . در کوهستان واقع و سردسير است. سکنه آن 1522 تن شيعه هستند که به فارسی و لهجه ی تاتی و ترکی سخن مي گويند.آب آن از قنات و زهاب و رودخانه محلي و محصول آن غلات ، سيب زمينی ،بنشن و انگور و ... .شغل مردم زراعت و گله داری و گليم و جاجيم بافی است. اکثر مردان برای تامين معاش به تهران مي روند. راه نيمه شوسه به زرند دارد که در مواقع غير بارانی از آن ماشين می توان برد . از آثار قديم آن دو قعله خرابه يکی در وسط آبادی وديگری در اراضي مزرعه شور است که در نتيجه کاوش آثار قديم ديده مي شود. در اين ده نه باب نجاری ، چهارده باب آهنگری ، هشت باب کفشدوزی ، دو باب خياطی و يک باب دبستان است. مزارع شور ، دارخانی ، نزديک ميان چشمه ، باقربلاغی ، چشمه ی رمضان ، کوپين زرنده ، محمد صالح و اوزون بايير جزء اين ده است. از ايلهای شاهسون بغدادی و عرب کله کو در بهار به حدود اين ده مي آيند. زيارتگاهی دارد. از فرهنگ جغرافيايی ايران ج 1). و رجوع به نزهه(ت) القلوب چ ليدن ص 73 شود. لازم به ذکر است که اعداد و ارقام ارائه شده در  شرح بالا مربوط به زمان حال نمی باشد.

کوه دونزده پرون الوير
کوه ملا ی الوير

همانطوری که اشاره شد الوير از نظر لغت از گروه کلمات البرز والوند می باشد بنابراين به همان اندازه که البرز والوند در تاريخ ايران سابقه دارند الوير نيزدارای سابقه می باشد وبه يقين يکی از قديمی ترين روستاهای ايران است وبا توجه به شواهد وقراين می توان آن را دست کم باقيمانده دوره مادها و هخامنشيان دانست.
حمدالله مستوفی در کتاب نزهت القلوب تاليف سال 740هجری قمری الوير را يکی از دهات بزرگ خرقان قلمداد کرده است . عين عبارت ايشان چنين است :
خرقانين: ولايتی است چهل پاره ده دارد واز اقليم چهارم هوايش به سردی مايل است وآبش از چشمه ها که از آن کوه ها برمی خيزد و درو غله وميوه باشد وپنبه کمتر باشد .
آبه ، اروان ، اليشار ، کلنجين ، طبشکری ، الوير و سيف آباد از معظمات قرا آن است .

    محله ها

1- جملوا (Jamalava):
به معنای جمال آباد می باشد. اين محله در جنوب غربی ده قرار گرفته و خود به تنهايی به دو محله تقسيم می شود: بالان محله (Balan mahalla) و جيرين محله (Jirin mahalla) که به معنی محله های بالا وپايين می باشد و آب دره چورنگه از وسط اين محله می گذرد
جملوا ، الوير
2- منگان محله (Monegan mahalla):
يعنی محله ميانی يا محله ی وسط.
منگان محله ، الوير
3- جيرين ده (Jirin deh):
يعنی پايين ده.
جيرين ده ، الوير

خانه ها وساختمان ها     

ساختمان های ده در گذشته بيشتر از سنگ, خشت, گل و پوشش چوبی بنا می شده است که در سال های اخيربه صورت جشمگيری بازسازی شده است. اغلب خانه های ده از نظر ساختمانی دارای بخش های زير می باشند:

1- اتاقی برای پذيرایی و استفاده در فصل تابستان که باخاک مخصوص سفيد می کنند.  

2- کی يی زمستون (Kiyey zemestona):
خانه ای برای استفاده در فصل زمستان که در وسط دارای تنور ودر سقف بالای تنور دارای يک روزنه به نام برجه (Barja) می باشد و پس از گرم کردن تنور کرسی را روی تنور می گذارند.

3- تنستون (Tanaston):
محلی برای پختن نان که کوچکتر از خانه زمستانی می باشد اما از نظر ساختمان شبيه آن است .

4- پسنه (Pasna) :
به معنای پستو بوده و محل نگهداری اجناس خوراکی و لوازم منزل می باشد ومعمولا درب آن به اتاق يا خانه زمستانی بازمی شود. 

5- انبار (Enbar):
که همان انبار می باشد.

6- زاغيه (Zaghya):
به معنای زاغه بوده که در زيرزمين به صورت تونل کنده شده و محل نگهداری احشام می باشد.

7- طوله (Tavla):
همان طويله است که در بعضی از خانه ها که زاغه ندارند ساخته می شود.

اتاق پزيرايی خانه های الويری
اتاق مخصوص زمستان خانه های الويری
محل پخت نان خانه های الويری

 

طويله ی خانه های الويری زاغه ی خانه های الويری انبار خانه های الويری

مکان های گردشگری    

مکان های گردشگری الوير

1- گيروا (Geyrava):


مزرعه ای است در چهارکيلو متری شرق الويرکه از دو بخش زير تشکيل می شود :


الف- بالان گيروا(Balan Geyrava):

يعنی گيروای بالا که دردره ای وسط دو کوه به نام های کوه وندار و کوه کاه قرار گرفته است.  چنين روايت می کنند که ، آتشکده زرتشتيان ساکن در گيروا دراين محل قرار داشته است .همچنين چشمه آبی در آن وجود دارد که از شکاف کوه خارج می شود و به اعتقاد گذشتگان اين شکاف به ضربت شمشير حضرت علی عليه السلام ايجاد و آب از آن خارج شده است. در وسط دره درخت چنار بسيار تنومندی وجود دارد که گويند اگر کسی شاخه ای ازآن را قطع کند ومورد استفاده شخصی قرار دهد نا بود می شود ؛ به همين علت در گذر زمان کمتر مورد بی مهری وآسيب قرارگرفته است.
دو غار در طرفين دره ، در دل کوه مو جود می باشند ؛ که در روز های بارانی وبرفی به عنوان سرپناه وپناهگاه مورد استفاده قرار می گيرند ؛ بالا تر از آن محوطه ای در وسط کوه وجود دارد که به آن باغچه حضرت علی عليه السلام می گويند و اطراف آن را درختان زرشک احاطه کرده اند.


ب- جيرين گیروا (Jirin Geyrava) :

پايين تر از بالان گيروا قراردارد ؛ دارای قنات کوچکی با آب جاری و فوق العاده گوارا است .  همچنين در اطراف آن چند هکتار باغ و زمين زراعتی وجود دارد . جشن سيزده به در و سی و ششه خصوصا در گيروا به اندازه ای با شور و حال است که يکی از اهالی الوير به نام مرحوم ميرزا مهدی موحد شعری زيبا در اين خصوص دارد که دو بيت اول آن چنين است :
                        گيروا شيندن الويری هنری هميشه                     هم تموشا ديره وهم بی ضرری هميشه
                       تموم الويری ها پير وجون و زن و مرد                     روز سيزده عازم سيزده به دری هميشه

گيروای پايين, الوير گيروای بالا, الوير

 

سنگل ، الوير
کفتر لونه و جيرين خارخارک ، الوير

اشکنه چاله ، الوير

2- سنگل يا سنگر (Sangar):
محلی است در بالای کوه ملا که بر آبادی که عده ای بعدظهرهای ايام عيد يا روزهای سيزده به در و سی وششه به آنجا می روند و بساط چای وناهار برقرارمی کنند. امتيازاين مکان آن است که هم در کنار ده بوده و هم چشم انداز مزارع و باغ های اطراف را پيش رو دارد
 
 
 
 
.
3- جيرين خارخارک و بالان خارخارک و کفتر لونه (Kaftarlona) :
محل هايی هستند در وسط دره چورنگه که بعدازظهرهای ايام عيد عده ای به آنجا می روند زيرا دراين زمان دامنه کوه غالبا پوشيده از برف بوده و در وسط دره آب وجود دارد
 
 
 
 
 .
4- اشکنه چاله (Eshkene chala) :
محلی است در وسط رودخانه الوير روبه روی ده که اهالی به اطراف آن خصوصاً قسمت پايين آن می روند